هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

179

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

و همان بلائى به سرمان مىآيد كه بر سر پيشينيان ما آمد . تو مىدانى كه آنان مسخ شدند . ( 1 ) يهوديان همچنان در دژهاى خود بودند . مسلمانان نيز ايشان را از همه سو در ميان گرفته بودند . جز تيراندازى و سنگ‌پرانى گاه بگاه ، اتفاقى ميانشان روى نمىداد . هنگامى كه از دست كشيدن مسلمانان از خودشان نااميد شدند به پيامبر پيغام دادند ابو لبابة بن عبد المنذر برادر عمرو بن عوف را پيش ما بفرست تا با وى در كار خود مشورت كنيم . پيامبر او را پيش ايشان فرستاد . هنگامى كه او را ديدند مردان به طرف او آمدند و زنان و كودكان گرد او را گرفته در برابرش به گريستن پرداختند . ابو لبابه دلش به حال آنان سوخت . به وى گفتند اى ابو لبابه ، آيا ما به حكم محمد گردن بنهيم ؟ گفت : آرى و با دست به گردن خود اشاره كرد . يعنى پيامبر در اين صورت شما را گردن خواهد زد . ( 2 ) آنچنان كه در كتابهاى سيره آمده ، ابو لبابه از اين اشارهء خود پشيمان گشت و آن را خيانتى نسبت به پيامبر شمرد . از اينرو از نزد بنى قريظه به مسجد رفت و خود را به ستونى از ستونهاى مسجد بست تا خداوند از گناه او درگذرد . و سرانجام پيامبر كه در خانهء ام سلمه بود توبهء او را پذيرفت و به ام سلمه اجازه داد كه اين مژده را به او برساند . ام سلمه به نزد او رفت و مژدهء پذيرش توبهء او را به وى رساند . آنچنان كه سيره‌نويسان و گروهى از مفسران مىگويند آيهء زير دربارهء او فرود آمده است : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ( انفال / 27 ) ( اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به خداوند و فرستاده‌اش خيانت نكنيد و در امانت‌هاى خود با آگاهى خيانت نكنيد . ) و دربارهء توبه‌اش نيز اين آيه فرود آمد : « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ( توبه / 102 ) ( و ديگران كه به گناهان خويش اعتراف كرده‌اند ، كار نيكو را با كارى زشت بهم آميختند ، باشد كه خداوند توبهء آنان را بپذيرد كه خداوند